X
تبلیغات
ღعشق تکتاز ღ

ღعشق تکتاز ღ

عشق تكتاز،زندگي عاشقانه.شعر و ترانه زيباترين عشق

برو.. یادت کافیست


 

لحظه ها را پشت سر پنهان می کنم... زیر برف های سپید، روی تن زمین..

چه غم ها که نمی آید در روزگار سرسبز زمستانی ام..

همه شان را پیوند می زنم با اکسیژنی که در این هوای سوزناک نفس می کشم..

کاش آسمان بعد از غروب خورشیدم.. کمی صاف بود!!

.....

..

می دانم که رفتنت همین نزدیکی هاست

می دانم که دلخوش نمی کنی به من..

به قلب من..

نمی خواهم بگویم که بمانی..

چون دیگر نمی خواهم تقدیر را عوض کنم..

اینجا یا جای توست یا جای من...

اگر نمی روی من می روم
مدت هاست که منتظر رفتنم..

تو هم مدت هاست که بدون من بودن را می دانی..
دیگر ترسی ندارم..     نازنین

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نادیا  | 

این روزها را پشت سر می گذارم.

آسمان انقدر زیبا شده که مرا سر به هوا کرده است.

ماه انچنان می درخشد که شب و روزم را یکی کرده است.

همه جا روشن است. سکوت پر غوغای اتاقم دیوانه وار هوا را می بلعد.

گریه گاه گاهی چپ چپ نگاهم می کند.. و من مرموزانه لبخند به سویش نشانه

می روم.

قاب عکس ها را خالی از عکس کرده ام.

هر روز شیشه های بی چهره یشان چشمکی می زنند و من محو می شوم در

زیبایی شیشه ها !!

نمی دانی که چه دلنشین است پرواز پیاده در میان دیوارهای باز اتاق... !!

چند روزی بود که زمین را برعکس کرده بودم. آسمان در زیر پایم بود و زمین در بالای

سرم.

اما.. گویی اتفاقی نیفتاده بود چون من هنوز هم روی زمین راه می رفتم !!

دلگیر شدم...

در حیاط کوچکم، آفتاب را کمی زندگی کردم..

سبزه ها را از آسمان چیدم و روی زمین رهایشان کردم..

پروانه بوییدم.. بادبادک ها را با آب راهی آسمان کردم..

باران بارید .. قطره ها را از چشمانم راهی قلبم کردم ..

رنگین کمان را کشیدم بر فرق آسمان..

درخشش خورشید را پاشیدم بر روی زندگیم..

پرنده ها را برای تمام عمرشان کوک کردم تا بخوانند..

... تا امروز را زندگی کنم !!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نادیا  | 

من... باران

چشمانم را می بندم..

شاید اینگونه بتوانم نابود کنم احساس با تو بودن را.

فریاد می زنم..

شاید اینگونه صدایت برود از یادم.

اشک می ریزم..

شاید اینگونه رد نگاهت دیگر، در نگاهم نشود پیدا.

.....

می خندم.. تو که هیچ گاه لبخند مرا ندیدی. پس خندیدنم خاطره ای زنده نمی کند.

می نویسم.. نوشته هایم را که آتش زدی.. دیگر بهانه ای ندارم!!

چرا اینگونه شد ؟؟ نمی دانم !! شاید زیادی حساس شده ام..

کمی باران می خورم.. تا آزاد شوم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نادیا  | 

ღΞறپرواز من و توღΞற

   فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

اين نفس هاي توست كه به من زندگي مي بخشد

با خاطره هاي تو زنده هستم ،به عشق تو خاطره ها را مي خوانم

نگذار كه اين خاطره ها بسوزد ،من اينجا به عشق تو زنده هستم نگذار دلم بميرد

اگر خاطره نبود ، گذشته ها از ياد رفته بود ، من فراموش شده بودم و تو دلت تنها نبود

من كه احساس تنهايي نمي كنم ،خاطرات با تو بودن در دلم غوغا مي كند

من به عشق تكرار خاطره هاي با تو بودن عاشق زندگي ام ، من عاشق اين تكرارم

اين خاطره هاست كه مرا لحظه به لحظه دلتنگت مي كند،

اين خاطره هاست كه اشك را از چشمانم سرازير مي كند

اين ياد تو است كه مرا وادار به خواندن اين خاطره ها مي كند

قلبم تكرار مي كند گذشته هاي با تو بودن را ، قلبم تكرار مي كند كلام دوستت دارم را

 

 


سلام همگی

از همه ممنونيم كه تواين مدت اومدين و نظر گذاشتين

اميدواريم بتونيم جبران كنيم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

حين دويدن به خود مـي گويم : به رودخانه

فـكر كن ، به ابرها.ولي واقــــعيت آن است

كه به هيچ چيز فكر نمي كنم .تنها كاري كه

مي كنم ، دويدن در آن خلا مطبوع و ساخته

خود ،با آن ســـــكوت اندوه گنانه است .چه

باشكوه است آن.ديگران هرچه مي خواهند

بگويـــــــــــــــــــند،چه اهــــــــــــميتي دارد.

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نظر فراموش نشهمنتظريم؟؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ¸¸.• نسترن •.¸¸  |